سر به هوا ....
خالی یا پر ...
هر چه هستی
از حجم عشق تو رها نیستم
دل به دل سپرده ای
نه به بادکنک
سر به هوا نیستم .
.....
خالی یا پر ...
هر چه هستی
از حجم عشق تو رها نیستم
دل به دل سپرده ای
نه به بادکنک
سر به هوا نیستم .
.....
لیل ...
کو؟؟؟
کو فهم فهما ؟
کو درک مدرک؟
این فلسفه را بیابد ...
من در تو هست یافته ام
و تو در من .
من و تو ...
هستی هستیم
و این هستی را
هیچ تفلسفی
نمی تواند افهام کند ..
جز دانای عشق .
molana . qorazechin
هست کجا کسی؟
من کیم ؟؟
کجا کیه ؟؟
کی کجاست ؟
من کسی هست ؟
یا کجا منم؟
کسی میدونه کجا هست یا نه ؟
کسی میدونه کیه کجا ؟
کسی میدونه هست ،
هست یا نیست ؟
هست کسی ؟ یا کسی هست تا بدونه ؟؟
کجا کسی هست ؟
اصلا من کجاست ؟
(( ف ل س ف ه
ه ف س ل ف
ل س ف ه ف
ه ل ف س ف
س ف ه ل ف
ف ل س ف ه ))
اینها کی هستد ؟
چرا این همه شبیه هم ،،،
شبیه نه،،،
اصلا یکی هستند
ولی یکدیگر نیستند ؟
نکنه منم و کجا
و کی و هست
هم یکی هستیم ؟
؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی نیستیم
ارتعاشی بنیان جانم لرزاند
هنگامه طلوع حروف نامت
در ورای سحرگاه سخن
راستی این لرزش شیرین
این نسیم سنگین
شکوه نام توست
یا فواره ی عشق من ؟
از ۲۱ آبان
به ۱۶ اسفند
در پس اندوه شبهای پیش وحشی
بغزی آشنا باز می جهد
به حریم تنگ گلویم
من مسکوت ازنعره های باد دبور
امشب میهمان همهمه باد و
دلتنگی هایی که در من وتو دمیدن را یاد دارد
آن دلتنگی های خمار دیر عبور
باز مرا نیاز است
اندکی آسایش نامم شنیدن
و حضور بوسه های کوچک
از این نزدیکای دور
صدای لبهایت که به هم میسایی
و فکر خلوتهای ناب
سبک سبک
از بودنت میکندم مسرور
تا گریزم از همه خستگی روز
و ملا ل های گنگ دیروزهای سنگین و...
واهمه ی چه خواهیم بود
فرداهای گیج وکور
به : دکتر ابراهیم یونسی
از: همشهری
سلام آشنای غریب
خوش آمدی.
...
به جشنواره شعر پیامکی بانه
بگذارید شوربای قیسی شعربخورد شاعر
اینکه گفته بودید آندسته از اشعاری را میپذیرید که تا کنون در هیچ
برنامه یا شب شعری خوانش نشده باشند ...
این به خودی خود مطلوب است زیرا برای مخاطبان تشنه شعر که
همیشه در انتظار شنیدن تازه ها هستند و از تکرار مکررات بیزاند
نوعی التفات و احترام به مخاطب محسوب میشود و از دیگر سو باز حق
آن موسسه ی ادبی و فرهنگی هنری است که شاعران و شرکت کنندگان
جشنواره به دیده ی احترام و شان بدو بنگرند و آیین نامه ی آن را پذیرا
باشند .و آثاری که به جشنواره ارسال میشود شاید در آتی نشانی
از شناسه ی موسسه به روژه به خود بگیرند پس الزام به حق انحصاری
بودن آثار تاحدی منطقی است چرا که مسلم استتمامی شعر خوانی هایی
که بانی آن موسسه بوده در بعدهایی نه چندان دور
به همت و تلاش های وافر هیئت جرایی در دوره های مختلف.
به چاپ رسیده اند .
و این همت میطلبد که آنچه برایش میکوشیم شایسته ی تلاش و
زحمت و خستگی چشیدن را داشته باشد .
احتمالا آثاری بوده اند که در شب شعرهایی یا محافلی خوانده شده اند
و ما و شما هم خبر نداشته ایم و اکنون هم در جشنواره حضور دارند
.مگر آثاری که بعد خوانش در شب شعر مانند محافل موسسه به روژه بان
ه چاپ شده باشند که این هم تا حدودی اندک به نظر می آید .
آثاری بوده و یا هستند که در شب شعر ها حضور داشته اند و مخصوص
ا آثارشعرکوتاه کردی که شاید هم در چهار چوب کلی تعاریف جدید هم
قرار بگیرند ( تعاریف یا ویژگی هایی که آن موسسه برای این قالب قدیمی
شعر کردی در این جشنواره ارائه داده است ) ولی به محض خوانش آنان
در شب شعری , دیگر مجاز به شرکت در جشنواره نیستند . .
.
جشنواره ای که قرار است شاعران شهرهای کرد نشین ِ خویش را درآن
آنگونه که هستند ِ ببینند و در محک جشنواره ِشعر پیامکی خود شاعر بودن
و اثر شعری خود را بشناسند و با توانمندیهای خویش ِ اگر دارند آشنا شوند
در کنار اینِ طعم نارسایی ها و کاستی ها و بیمقدارگی های شعری خود را
بجای به به شنیدن های واهیی که تا کنون شنیده بچشند .زیرا که چنین
جشنواره ایست که میتواند به صراحت و به صداقت و بی پرده
به اثری بگوید که تو شعر هستی یا شعر نیستی
یا تو شعری ضعیف یا شعری قوی هستی . این توانمندی در هیچ
شب شعری حاصل نمیشود و این از ویژگی جشنواره است زیر
ا که قرار است کسانی که از عامه بیشتر شعر میشناسند و میدانند
داوری وابراز نظر کنند و از شعرهای به به و چه چه دار هم تقدیر.
تقدیر های شب شعر ِ تشویق مخاطبانی است که به محض لذت
شعری شروع به دست به دست کوبیدن و سایدن و آفرین سرودن میکنند
و در حضورشان شعر ضعیف اینگونه شناخته میشود که شعر فلانی زیباتر بود ...
بیچاره آن شعری که در شب شعری نادانسته از اینکه چنین محکی در راه
است و از دهان شاعر بیچاره ترش گریخته دیگر بایدآن شعر به
سوگ فنای خویش بنشیند
مگر از روی اتفاق در هر خدا میداند چند سال یکبار چنین جشنواره ای
برگزار شود ...؟؟؟
پس یعنی دیگر شاعرا ن در شب شعر ها شعر نخوانند و یا اگر میخوانن
د شعرهای به نظر خودشان زیباتر نخوانند و شعرشان را همچون
زردآلو خشک کنند تا در زمستانی اگر خشک سالی نبود وجشنواره ای
در راه بود یک شوربای قیسی - شعر میل کنند ...
مگر با این وضعیتی که همه تا حدودی بدان آشنا هستیم
(تا دلمان نخواهد و تا دلشان بخواهد موانع راه موجود است)
در پش بینی کدام یک از ما میگنجد که سال بعد دومین جشنواره را
برگزار کنیم ؟؟؟و همچون جشنواره داستان که بعد از هر چند سال که
دلشان بخواهد یکبار ِ اجازه بدهند که فقط بگوییم جشنواره داستان
و پسوند بانه را یواشکی در گوش هم بگوییم مبادا که ...
پس بگذارید
زردآلو را هم در فصل خودش و به موقع بخوریم
و هم
زمستانی اگر در راه بود
خورش قیسی شعر بخوریم
چرا که دور دوم جشنواره شعر کوتاه کردی هم به مانند جشنواره ی
داستان نویسی سراسری بانه را فقط گه گاهی اسمش را در رسانه
یا سایت ها میشنویم که :
تابلواول : دومین جشنواره شعر کوتاه کردی بانه تا سه ماه کیلومتر
تابلودوم : فاصله تا دومین جشنواره شعر کوتاه کردی بانه دو ماه کیلومتر
تابلوسوم : دومین جشنواره شعر کوتاه کردی بانه یک ماه کیلومتر
تابلوچهارم :به دومین جشنواره شعر کوتاه کردی بانه نزدیک میشویم
تابلو ...م : دومین جشنواره شعر کوتاه کردی بانه مسدود است.
I want to love you
You are asking me to fill
the room for endless
Without a philosophy
No interpretation
No one of us to u
nderstand not
Philosophy is to witless
I love Ijust want this to
be the philosopher
We interpret t
he language
of love
PASTIL
I stained
My eyes you
Are that kind of a waste
Spaerke peace
I will not know you do
Not know what will or will not
I do not know
My pastil
سونا و سلامتي ( Sauna and Health )
موضوع سونا و سلامتي را مي توان از دو ديدگاه مختلف مورد بررسي قرار داد .
1- آيا استفاده از سونا خطراتي را هم در پي دارد ؟
2- آيا مي توان از سونا براي بهبود سلامت افراد و يا درمان بيماريهاي آنان كمك گرفت ؟
در فنلاند براي ساليان متمادي از سونا بعنوان منبعي براي كسب انرژي و سلامتي استفاده مي شده است . اما امروزه فنلاندي ها با اين پرسش جدي مواجه هستند كه آيا جنبه ی سرگرم كننده و تفريحي سونا ممكن است خطراتي را هم در پي داشته باشد ؟ يك ضرب المثل قديمي فنلاندي مي گويد بيماري هنگامي مي تواند باعث مرگ شود كه سه چيز وجود نداشته باشد : ... و سونا .
سونا در طي قرنها مورد مطالعه و تحقيقات پزشكي قرار گرفته است و بعضي از يافته هايي كه در طي اين مدت بدست آمده است در زير آمده است :
براي آدمهايي كه از سلامت برخوردار هستند استفاده از سونا نه تنها هيچ خطري در پي ندارد بلكه مي تواند باعث كسب لذت و تمدد قوا و سرزندگي و خوشي شود و در اين ميان هم ذهن و هم جسم افراد از فوائد سونا منتفع شوند . سونا باعث تميز شدن پوست و باز شدن منافذ آن شده و درد هاي بدن را تسكين مي دهد و باعث مي شد كه افراد خواب عميق تر و بهتري داشته باشند . قانون طلايي كه در مورد سونا وجود دارد احساس راحتي و آرامشي است كه بعد از سونا رفتن پيدا مي كنيد . افراد مبتدي و كساني كه تازه سونا رفتن را شروع كرده اند بايد سونا را با رعايت دستورالعمل هاي آن شروع كنند تا بتدريج يا بگيرند كه چگونه بايد به سونا بروند . و بهترين لذت را از سونا رفتن ببرند .
تنها عده اي خاص از مردم هستند كه امكان دارد سونا رفتن براي آنها خطراتي را در پي داشته باشد و بنابراين بايد استفاده از سونا را تحت نظر پزشك انجام دهند مثلا كساني كه داراي بيماري فلبي هستند يا فشار خون بالا دارند و يا مبتلا به آسم بوده و يا از بيماريهاي پوستي رنج مي برند از اين دسته هستند . اما حتي براي اين دسته از افراد هم استفاده از سونايي كه داراي درجه حرارت ملايمي باشد خطري رد پي ندارد مثلا سونايي كه درجه حرارت آن حدود 90 درجه سانتيگراد ( 194 درجه فارنهايت ) باشد مناسب است و اينگونه افراد بايد از تغييرات شديد دمايي ، يعني رفتن از محيط خيلي گرم به محيط سرد يا به عكس ؛ خودداري نمايند .
همينطور زنان حامله هم مي توانند تحت همين شرايط و با اطمينان از سونا استفاده كنند ولي بايد در درجه حرارت كمتري قرار گيرند ( حرارت حدود 70 درجه سانتيگراد و يا 158 فارنهايت ) .
اما عده اي هستند كه بايد بطو كامل از رفتن به سونا خودداري كنند . از جمله كساني كه تب دارند يا مبتلا به بيماريهاي التهابي هستند و يا دچار جراحت شده اند .
افرادي كه مبتلا به بيمارهاي مسري ( واگير ) هستند لازم است كه از سونا هاي خصوصي استفاده كنند .
فوائد سونا :
استفاده از سونا یکی از راههای طبیعی برای رسیدن به سبک زندگی سالم و شاد است . برخی از فوائد بیشمار و شگفت انگیز سونا به قرار زیر است :
1. باعث شادابی و طراوت پوست شده و پوست را پاکیزه و نرم و قابل انعطاف می کند .
2. باعث احیاء و تجدید قوای جسمی و روانی بدن می شود .
3. پاکیزگی عمیقی که در اثر سونا ایجاد می شود باعث خلاص شدن بدن از شر مواد زائد می گردد
( 20 دقیقه ماندن در سونا معادل 24 ساعت کار کردن کلیه هاست .) از همین روست که به پوست بدن نام کلیه سوم را داده اند چرا که در کنار دو کلیه ای که بدن دارد پوست هم با اثر تمیز کنندگی و تصفیه کننده ای که دارد همانند کلیه ها ؛ بدن را از شر مواد زائد پاک می کند .
4. سونا رفتن باعث برطرف شدن تنش ها و استرس های بدن می شود .
5. سونا باعث تسکین احتقان سینه , سینوسها و بینی می شود .
6. سونا باعث حذف اسید لاکتیک از بدن شده و درد و ناراحتی مفاصل را تسکین می دهد .
7. سونا رفتن برای کسانی که اندکی فشار خون دارند مفید است .
8. سونا یکی از راههای موثر سم زدایی از بدن است .
9. سونا باعث دفع فلزات سمی از بدن می شود .
10. سونا رفتن اگر به همراه برس زدن بدن انجام گیرد می تواند باعث تمیز کردن بافت های مرده پوست شود .
11. مواد زائدی ر ا که در اندام های داخلی بدن وجود دارند پاک می کند .
12. باعث کشته شدن و نابودی ویروس ها و باکتریهایی می شود که در دمایی بالاتر از دمای بدن ؛ قادر به زنده ماندن نیستند.
13. با افزایش میزان سوخت و ساز بدن , سبب می شود که دوره نقاهت بعد از بیماری کوتاه تر شود و بیمار سریع تر بهبودی پیدا کند .
14. سونا باعث می شود که غده هیپوفیر ( پیتوتاری ) میزان شتاب سوخت و ساز بدن را بیشتر کند که سبب افزایش رشد بدن و تقویت نیروی جنسی می شود .
15. سونا باعث می شود که بدن از اثرات مثبت یونهای منفی بهره مند شود .
16. پس از 10 تا 15 دقیقه ورود به سونا ضربان قلب 30 درصد افزایش یافته و برونده قلب 2 برابر می شود، جریان خون عمقی کاهش یافته و جریان خون سطحی افزایش می یابد، همچنین فشار خون نیز کاهش می یابد. رد این میان حرارت پوست تا 10 درجه و حرارت داخلی بدن تا 3 درجه می توانند افزایش پیدا کنند.
17. با اتساع عروق خونی و افزایش گردش خون درد را تسکین می دهد.
18. سونای بخار بهترین درمان برای مشکلات تنفسی از قبیل: برونشیت، لارنژیت، سینوزیت و تنگی نفس می باشد.
19. بهبود جریان خون و تقویت سیستم قلبی وعروقی.
20. افزایش انعطاف پذیری مفاصل وعروق خونی بدن.
21. می تواند با سونا فشار خون بالا را درمان کرد
22. تسکین تنش،استرس و خستگی جسمی و روحی.
23. تمدد اعصاب، شل کردن عضلات و رفع گرفتگی عضلا ت
24. با پاکسازی سطح پوست از سلولهای مرده پوست بدن را لطیف تر، شاداب تر و روشن تر می سازد.
25. تسکین درد مفاصل در آرتروز و دیگر بیماریهای التهابی.
26. افزایش اکسیژن رسانی به سلولهای بدن.
27. کاهش و التیام آکنه، اگزما و زخمهای پوستی. (البته زخمهای خشک و بسته)
28. افزایش سوخت و ساز بدن. (هر جلسه 30 دقیقه ای سونا باعث سوختن300 تا500 کالری می شود، بنابراین سونا سبب خواهد شد تا بدن کالری بیشتری بسوزاند)
29. تنظیم و کنترل وزن فعلی.
30. بهبود کیفیت خواب.
31. تعریق یکی از مکانیسمهایی است که بدن توسط آن سموم و مواد زائد را از بدن دفع می کند. تعریق در سونا سبب دفع سموم: سدیم،نیکوتین، کلسترول، فلزات سنگین (کادمیوم، سرب، جیوه، روی ...)، اوره و اسید لاکتیک می شود، در واقع سونا یک شیوه سمزدایی بسیار کارآمد است.
32. با القای حالت تب مصنوعی سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و مقاومت بدن را در مقابل هجوم ویروسها و باکتریها افزایش می دهد.
33. بعد از استفاده از سونا احساس سبکی و آرامش مطلوبی به فرد دست می دهد و می تواند در روند فعالیتهای آتی روزمره بسیار موثر باشد.
34. در هنگام استفاده از سونا در صورتی که عوارضی نظیر سر درد، سر گیجه، رخوت بیش از حد، تپش قلب غیر عادی رخ دهد باید بلافاصله سونا را ترک کرد.
35. ورزش و نرمش سنگین در هنگام سونا اشتباه می باشد.(البته درون سونا می توانید حرکات کششی ملایم و نرم در تایمهای کوتاه انجام دهید
انواع سونا
1- سونای خشک: میـزان رطـوبـت در ایـن ســونا 5 تا 10 درصد و درجه حرارت 90 تا 100 درجه سانتی گراد می باشد.
2- سونای مرطوب: میـزان رطوبت در این سونا 15 تا 30 درصد و درجه حرارت 75 تا 85 درجه سانتی گراد می باشد.
3- سونای بخار: مـیـزان رطـوبـت در ایــن ســونا 40 تا 65 درصد و درجه حرارت 45 تا 65 درجه سانتی گراد می باشد.
4- حمام بخار: مـیــزان رطوبت در این سونا 100 در صد و درجه حرارت 40 تا 45 درجه سانتی گراد می باشد.
5- سونای مادون قرمز: در این مدل سونا بر خلاف دیگر سوناها از حرارت دهنده مادون قرمز استفاده می شود.
(در سوناهـای سنـتی از کوره های با منبع انرژی گاز، الکتریسیته و یا چوب استفاده می شود) در سونای مادون قرمز و یا اینفرارد فضــای اتـاق گـرم نمی شود بلکه بدن افراد داخـل سـونا مستقیما تـوسط پرتوهای مادون قرمز گرم خواهد شد.
6- سونای گیاهان معطر: نوعی از سونای بخار است که در آن اسانس گیاهان معطری همچون اوکالیپتوس، نعناع، دارچین، لیمو ، کاج و... بروی سنگهای هیتر سونا پاشیده می شود تا عطر آنها در فضا پخش شود. فراموش نکنید که رایحه اینگونه گیاهان بسیار نشاط آور و شفا بخش است.
چگونه از سونا استفاده کنیم
1- پیش از ورود به اتاق سونا جواهر آلات، ساعت، عینک و لنزهای طبی خود را از خود جدا کنید.
2- قبل از آنکه وارد سونا شوید، دوش بگیرید و خود را با صابون بشویید.
3- به محض ورود به سونا برای آنکه بدنتان به گرما عادت کند ابتدا روی زمین و یا نیمکت پایین بنشینید وسپس به نیمکت فوقانی سونا بروید، در این میان می توانید زیر خود یک حوله کوچک نیز بیندازید.
4- چند دقیقه به همین صورت در سونا بنشینید تا گرما به بدن شما نفوذ کرده و روزنه های پوست شما باز شود.
5- از سونا خارج گشته و مجددا دوش بگیرید و خود را با صابون بشویید.
6- اکنون به داخل حوضچه آب سرد بروید البته تمام بدن خود را همزمان داخل آن کنید تا خون در سرتاسر بدنتان بطور یکنواخت تغییر دما دهد.
7- سپس به مدت 10 دقیقه استراحت کنید.
8- شما مجاز هستید این چرخه را (گرم شدن، سرد شدن و استراحت) را در هر جلسه 3 تا 4 بار تکرار کنید.
9- درپایان نیز پیش از آنکه لباسهای خود را به تن کنید، صبر کنید تا حرارت بدن و ضربان قلبتان کاملا به حالت طبیعی خود باز گردد و آنگاه اقدام به پوشیدن لباسهای خود کنید.
10- درون سونا می توانید حرکات کششی ملایم و کوتاهی نیز انجام دهید.
چه کسانی نباید به سونا بروند؟
* افرادی که دچار مشکلات قلبی بوده و یا از ناراحتی های ریوی رنج می برند باید پیش از رفتن به سونا با پزشک خود مشورت کنند.
* مبتلایان به صرع و دیابت مجاز به استفاده از سونا نمی باشند.
* کودکان زیر 4 سال از آنجایی که سیستم لنفاوی بدنشان بطور کامل رشد و تکامل نیافته نباید به سونا بروند.
سونای سوئدی : ( Swedish Sauna )
بطور سنتی , مردمانی که در کشورهای اسکاند یناوی زندگی می کنند از فرهنگ سونا لذت برده اند . شما حتی اگر برای مدت کوتاهی در یکی از کشورهای سوئد یا فنلاند اقامت داشته باشید شما به علت این امر پی خواهید برد . هر دوی این کشورها مکانهایی هستند که اغلب سرد و مرطوب است و سبب می شود که سرما تا عمق بدن نفوذ کند بطوریکه حتی با لباس پوشیدن هم نتوان براین سرما فائق شد .
برای خلاص شدن از این سرمای گزنده باید همه لباسهای خود را بیرون آورید و به داخل جعبه چوبی بروید که بیش از 100 درجه گرما دارد . هر چند این کار مقداری مشکل بنظر می رسد اما اگر شما یکبار این کار را تجربه کنید آن وقت مفهوم اصطلاح گرمای برشته کننده toasty warm ’ را درک خواهید کرد .
اما یک سوئدی قبل از اینکه بخواهد وارد سونا شود مراحل زیر را باید رعایت کند تا اطمینان حاصل شود که تجربیات او حداکثر کارآیی را دارند .
Sauna in True Style
• برای حفظ نظافت و بهداشت سونا , لازم است که قبل از ورود به سونا حتما دوش بگیرید .
• اغلب افرادی که سونا می روند ترجیح می دهند حوله کوچکی زیر پای خود قرار بدهند و روی آن بنشینند. و ضمنا ترجیح می دهند که بر روی سکوی بالایی سونا بنشینند .
• برای چند دقیقه اول که به سونا می روید صرفا بنشینید یا به پشت دراز بکشید و حالت آرامش داشته باشید . این کار باعث می شود که گرمای خشک سونا بدن شما را در بر بگیرد و روزنه های پوست اتان را باز کند .
• اگر خواستید که گرمای سونا را بیشتر کرده و خشکی آن را کاهش دهید , مقداری آب بر روی سنگهایی که بر روی اجاق سونا قرار دارند بریزید .
• هنگامی که این کار را انجام دادید می توانید یک بار دیگر دوش بگیرد تا کمی بدنتان خنک شود .
• برخی افراد برای اینکه از حداکثر فوائد سونا بهره مند شوند این رفت و آمد بین سونا و دوش آب را چندین بار تکرار می کنند . لازم است مقداری وقت بگذارید تا از مواهب و تمدد اعصابی که در اثر سونا گرفتن برایتان حاصل می شود بهره مند شده و لذت ببرید .
• هنگامی که شما این کارها را برای آخرین بار انجام دادید بهتر است در پایان کار یک دوش دیگر هم بگیرید تا بدنتان را از عرقهایی که کرده اید پاک کند .
• بعد از بیرون آمدن از سونا و دوش گرفتن باید بدن خود را کاملا خنک کنید و سپس لباسهایتان را بپوشید.
تاثیری که دارد خیلی زیاد است اینطور نیست ؟
سونا رفتن چیزی فراتر از رها شدن از لرزیدن در سرما و گرم شدن بدن است هنگامی که شما وارد سونای سوئدی می شوید اطمنیان حاصل کنید که در گرمای سونا راحت هستید .
سونا را با گرمای حدود 60 درجه سانتی گراد شروع کنید سپس بتدریج به قسمت های بالاتر سونا که گرم تر است بروید جایی که احتمالا درجه حراراتی حدود 100 درجه سانتیگراد دارد . هر چند ما سونای سوئدی را با نام سونای خشک می شناسیم اما لازم است که مقداری رطوبت هم به هوای آن اضافه شود .
در سونا سنگهای صخره ای داغی وجود دارند که با پاشیدن آب بر روی انها ی می توانید بخار فوق العاده خوبی را درست کنید . هوای سونا نباید کاملا خشک باشد چون در این حالت باعث صدمه دیدن دستگاه تنفسی و ناراحتی های تنفسی می شود . ضمنا اگر نیمکت های چوبی سونا خیلی داغ شده است می توانید مقداری آب بر روی آنها بپاشید تا از سوختن کمر و پشت شما جلوگیری شود .
اگر شما هم جزء ان دسته از سوئدی های سونا روهای حرفه ای و قدیمی باشید . حتما بعد از بیرون آمدن از سونا به داخل حوض یخ زده آب خواهید پرید تا به این ترتیب بدن شما سر حال بیاید و زنده شود .
سونای سنتی و سونای مدرن !
زمانی در تمام نقاط ایران و حتی در دورافتاده ترین روستاها و با همان امکانات اندک حمامهایی بود که خزینه داشت و بخش سرد و گرم داشت و استحمام در آنها بسیار لذت بخش بود . اگر چه بدون شک ان حمامها اشکلاتی هم داشتند که ناشی از نبودن امکانات و نداشتن آگاهی های بهداشتی بود اما بهرحال با متقضیات زمان و مکان و شرایط موجود آن دوران هماهنگی داشت . الان دیگر تقریبا خبری از آن حمام های و گرمابه های سنتی ایران نیست . واقعیت این است که ما نباید این حمامها را به یکباره کنار می گذاشتیم بلکه باید نوعی از آنها را که با استفاده از فن آوری جدید اصلاح شده بود بکار می گرفتیم .
الان یکی از معروف ترین و پرطرفدارترین حمامهای موجود در دنیا سونای فنلاندی است که هم به شکل اصلی آن یعنی سونای خشک و هم بصورت سونای بخار مورد استفاده است . آنهائیکه گرمابه های سنتی ایران را از نزدیک دیده اند و یا از این گونه حمام ها استفاده کرده اند این موضوع را تائید خواهند کرد که این گرمابه های شباهت خیلی زیادی با سونای بخار دارند . چیزی که امروزه با نام حمامهای ترکی Turkish bath از آن یاد می شود . این حمام ها دارای یک خزینه آب جوش بودند که خیلی شبیه به جکوزی داغ بود و یک مخزن آب سرد داشتند که برای مخلوط کردن با آب داغ مورد استفاده بود و بخشی از آب خزینه را که مصرف می شد را تامین می کرد . شیوه معماری حمام به گونه بود که دودهای خروجی از سر بینه حمام از راهرو باریکی که در زیر کف حمام ساخته شده بود و "گربه رو " نامیده می شد عبور می کرد و بدین ترتیب باعث گرم شدن کف حمام و گرم شدن هوای داخلی حمام می شد . نوعی استفاده هوشمندانه از گرمای دودهای خروجی . که شباهت زیادی به اکونومایزرهای مورد استفاده در دیگ های بخار داشت .
از نمونه های معروف اینگونه حمامها که امروزه بطور کامل حفظ شده اند حمام گنجعلی خان در کرمان و حمام وکیل در شیراز است .
فنلاندی ها با درایت و کاردانی خود توانستند حمام های سنتی خود را هم به شکل کلاسیک ان و هم به شکل مدرن و امروزی اش به دنیا عرضه کنند همین کار را ما هم می توانستیم با حمامهایی سنتی امان انجام دهیم که نکردیم .
هیچ ایرادی ندارد ما از سوناهای خشک و بخار استفاده کنیم یا با مباحثی مانند : حمام متوالی سرد و گرم contrast bath و آب درمانی آشنایی پیدا کنیم . اما جا داشت که در کنار همه این حمامهای مدرن و امروزی , باید به احیاء و نوسازی حمامهای سنتی هم می پرداختیم این کار مختص به همین زمینه هم نیست و روشی است که می بایست به همه جنبه های زندگی ما تعمیم داده می شد
الان در ایران سوناهای خشک و بخار توسعه و گسترش چندانی پیدا نکرده است و جز در تهران و یکی دو شهر بزرگ در اغلب نقاط ایران حمام های سونا شناخته شده نیستند . در تهران هم تنها بخش معدودی از اهالی مرفه که در شمال شهر و ساختمانهای مدرن زندگی می کنند بصورت خصوصی از سونا استفاده می کنند و تعداد سوناهای عمومی چندان قابل توجه تیست این سوناها هم بصورت جنبی ساخته شده اند یعنی تقريبا همه این سوناها، در كنار استخرها هستند وبصورت مجموعه های سونا استخر و جکوزی به ارائه خدمات مشغول اند این مجموعه های هم زيرمجموعه سازمان تربيت بدني هستند.
در طی چندین دهه اخیر و در خلایی که در فاصله بین منسوخ شدن گرمابه های سنتی و ظهور حمام های دوش دار خانگی پدید آمد ؛ نوعی از گرمابه های عمومی هم راوج پیدا کردند که تنها جنبه عمومی داشتند چون از مشخصه های حمام های سنتی بی بهره بودند که اینگونه گرمابه های هم در حال محو شدن هستند بطوریکهد با توجه به تغيير شيوه زندگي مردم در طول سالهاي گذشته و استفاده از حمام دوش دار در خانههاي ايراني، از رونق گرمابهها ی مزبور هم کاسته شده است و فقط حدود 400 گرمابه از این نوع به صورت اسمي در تهران باقي مانده كه عملا بسياري از آنها تعطيل هستند. و در حال حاضر تقريبا تمامي مشتريان گرمابهها را كارگران، سربازان و اقشار بسيار مستضعف تشكيل ميدهند.!
هنوز هم دیر نشده است می توان به نوسازی و احیاء گرمابه های سنتی با روشی جدید پرداخت باید ساختار سنتی گرمابه های باید تغییر کند . و سبکی نو بوجود آید .
سونا استخر و جکوزی در 10 مرحله :
برای استفاده از مجموعه های سونا استخر و جکوزی می توان از روشهای مختلفی استفاده کرد اگر شما اصول علمی انجام این کار را بدانید کم کم روش خاص خودتان را که منطبق با شرایطی بدنیتان است پیدا خواهید کرد در زیر یک روش پیشنهادی برای این کار ارائه شده است که بر گرفته از نکات علمی و پزشکی و بر اساس تجربه های شخصی نگارنده است می توانید آن را عملا امتحان کنید :
1- دوش گرفتن و شستشوی بدن :
قبل از ورود به محوطه استخر وسونا , حتما دوش بگیرد و بدن اتان را با مواد شوینده بطور کامل بشوئید . این کار برای حفظ بهداشت استخر و سونا و جکوزی (که از این پس با نام مختصر مجموعه از آن یاد می کنیم ) خواهد شد ضمنا اینکه برای سلامت خودتان و دیگران هم خیلی اهمیت دارد. بدن رد فضای گرم سونا شروع به عرق کردن می کند در این حالت میکروبهایی که بر روی پوست بدن وجود دارند شرایط خوبی برای تکثیر پیدا می کنند بنابراین لازم است که حتما بدن خود را بشوئید تا مقدار این میکربها کمتر شود !
2- سونای بخار و گرم کردن بدن :
برای شروع بهتر است ابتدا از سونایی بخار شروع کنید فضای گرم و مرطوب این مکان , محیط خیلی مناسبی است تا دمای بدن شما بالا رود و ماهیچه ها و رگهای بدن شما آماده فعالیت بدنی شوند . زمان ماندن دراین مکان می تواند حدود 5 تا 7 دقیقه باشد . این کار دقیقا همان گرم کردن = warm up قبل از انجام حرکات ورزشی را دارد و به این منظور صورت می گیرد که به ماهیچه ها و تاندون ها ی بدن آسیبی نرسد و قابلیت انبساط و انعطاف آنها را افزایش دهد .
3- شنا در استخر :
بعد از بیرون آمدن از سونای بخار , بدن شما آماده است که شنا کند می توانید به مدت حداقل 30 دقیقه در استخر به انجام شنای قورباغه یا کرال سینه یا هر شنای دیگری که مورد علاقه اتان است بپردازید این کار برای بالابردن ضربان قلب شما و بهبود وضعیت قلبی و عروقی شما لازم است .
4- جکوزی گرم و رفع خستگی :
چون بعد از شنا کردن بدن شما خسته شده است بهتر است حدود 5 دقیقه ای هم در جکوزی داغ باشید و با فشار آب بخش های مختلف بدن اتان را ماساژ دهید تا نفس اتان هم به حالت عادی برگردد وآماده شوید تا جلسه اصلی سونا را شروع کنید . سعی کنید همه بخش های بدن را ماساژ دهید و از ماساژ قوزک و کف پا را هم فراموش نکنید ! که خیلی موثر است ( بعدا در این مورد مفصل خواهم نوشت )
5- سونای خشک و فوائد بیشمار آن :
حالا بدن شما آماده است که یک جلسه کامل سونای خشک را تجربه کند راحت بر روی یکی از طبقات سونا دراز بکشید . یادتان باشد در سونا نباید هیچ گونه حرکات ورزشی انجام دهید فقط می توانید به آرامی بخش هایی از بدن اتان را ماساژ دهید. لازم است بین 15 تا 20 دقیقه درسونا بمانید اگر طاقت تحمل گرما را ندارید برای چند لحظه بیرون بیائید کمی آب سرد بر روی سرتان بریزید و مجددا یه سونا بگردید اگر شما بتازگی سونا رفتن را شروع کرده اید نباید انتظار داشته باشید که براحتی بتوانید 20 دقیقه در سونا بمانید . این کارآدمهای حرفه ای است !
6- دوش گرفتن وشستن عرق ها :
بعد از بیرون آمدن از سونا باید حتما دوش بگیرد تا عرق های بدن اتان شسته شود نه اینکه مثل این آدمهایی که به استخر موج در ممکو می آیند با چند لیتر عرق روی بدن بداخل استخر و یا جکوزی بروید ! بهتر است از دوش آب سرد استفاده کنید تا کمی بدن اتان خنک شود
7- پریدن در جکوزی سرد برای خنک شدن بدن :
بدون شک لذت بخش ترین قسمت سونا رفتن همین خنک شدن یکباره در آب سرد است چنان بدن سر حال می آید و بقدری این کار دلپذیر است که حدی ندارد برخی از اینکه یکباره در آب سرد بپرند واهمه دارند ولی این ترس بیمورد است شما اگر ناراحتی قلبی ندارید و بدنتان سالم است بدون هیچ ترس و واهمه ای می توانید در آب سرد جکوزی بروید با این شرط که آب جکوزی واقعا سرد باشد نه مثل آب جکوزی ممکو که ولرم است و اصلا حالت خنک کنندگی ندارد ! باید بدانید که در فنلاند ودر زمستانهای سر آن نواحی , فنلاندی های سنتی بعد از بیرون آمدن از سونا , یخ روی دریاچه ها را می شکستند به داخل آب سرددریاچه می پریدند . شما حتی اگر روزهای اول انجام این کار برایتان مشکل یاشد بتدریج عادت می کنید
8- تمام کردن برنامه :
شما در این حالت می توانید برنامه خود را تمام کنید یا اگر دوست داشتید یک دو بار دیگر هم به جکوزی داغ بروید و مجداد بقه جکوزی سرد برگردید ( که نوعی حمام آب گرم و سرد متناوب یا : contrast bath است که برای تحریک غدد بدن و بالابردن مقاومت بدن بسیار مفید است . درهر صورت باید بیاد داشته باشید که پایان برنامه باید با آب سرد توام باشد تا حرارت بدن که ناشی از اقامت در سونا بوده است خنک شود .
9- خشک کردن و خنک کردن کامل بدن :
حتما بدنتان را کاملا خشک کنید و درجه حرارت آن را نیز به حالت طبیعی برگردانید .
10- نوشیدن آب کافی برای جبران مایعات از دست رفته بدن :
سونا رفتن بدلیل اینکه باعث تعریق می شود و بدن را با کمبود آب مواجه می کند نیاز دارد که بعد از بیرون آمدن از سونا به اندازه کافی آب بنوشید تا مایعات بدن جبران شود باید با استفاده از میوه های مختلف و موادغذایی تازه , املاح از دست رفته را نیز جبران و جایگزین گرد . یکی از بهترین نوشیدنی ها " ماء الشعیر " که چون حاوی ویتامینهای گروه B هست از این نظر می تواند مفید باشد
سونای منظم در دراز مدت، تأثیرات خاصی دارد:
برخلاف آنچه که تصور میشود، سونا برای کنترل تنفس کسانی که مبتلا به فشارخون هستند و همچنین توان بخشی و دوره نقاهت بعد از سکتۀ قلبی مفید است؛
سونا همچنین میتواند برای بیماران مبتلا به آسم وبرونشیت مزمن نیز مفید باشد؛
سونا برای رماتیسم های التهابی (آرتروز، پلی آرتروئید رماتوئید)، دردهای مفصلی، کشیدگی ماهیچهها و فیبرومیلاژیا نیز اثر بخش است؛
در بعضی موارد عفونتهای پوستی مانند پسوریازیس نیز، سونا مؤثر و درمانگر است. (سونا از خشک شدن پوست جلوگیری میکند). درعوض ممکن است عرق کردن برخی موارد اگزما یا درماتیت آتوپیک (درماتيت آتوپيك عبارت است از يك بيماري التهابي مزمن پوست كه غالباً با ساير بيماريهاي آلرژيك مثل آسم يا تب يونجه كه دستگاه تنفسي را درگير ميكنند همراه است) را تشدید کند.
عوارض جانبی سونا کدامند؟
سونا برای افراد مبتلا به این بیماریها میتواند خطرناک باشد: آنژین ناپایدار، سکتۀ قلبی وتنگی شدید دریچه آئورت. در بسیاری از موارد، در بیماری عروق کرنر، به شرطی که شرایط بیماری ثابت باشد، و در بیماری نکروز میوکارد، در شرایطی که بیماری کهنه باشد، سونا بی خطر است.
به ندرت پیش میآید که شخصی (بدون مصرف مشروبات الکلی) در طول مدت سونا با سکتۀ قلبی یا مرگ آنی مواجه شود. با اینحال به غیر از بیماریهای شناخته شدۀ شدید ( مثل سرطان، بلافاصله بعد از انفارکتوس میوکارد، یا عفونتهای شدید مانند سرماخوردگی یا برونشیت) بیشتر مردم عادی میتوانند بدون هیچ خطری به سونا روی آورند و از فواید آن بهرهمند شوند. به خاطر داشته باشید که مصرف برخی داروها مانندداروهای فشارخون قبل از ورود به سونا ممکن است عوارض جانبی جدی برای فرد به همراه داشته باشد.
مصرف الکل قبل از سونا اکیداً ممنوع
مصرف مشروبات الکلی از بدترین دشمنانی است که میتواند وجود داشته باشد، چرا که افت فشار خون را تشدید میکند و باعث بروز مشکلاتی نظیر اختلال در ضربان قلب و درنتیجه ایست قلبی میشود. بنابراین ممنوعیت نوشیدن الکل از ابتدایی ترین و اصلی ترین موارد قبل از ورود به سونا است!
آیا سونا لاغر میکند؟
برخلاف تصورات عامه، سونا رفتن منظم باعث لاغری نمیشود. این درست است که استفاده از سونا آب بدن را ( و نه چربی را) به شکل عرق کاهش میدهد، اما این مایعات از دست رفته سریعاً با نوشیدن آب دوباره جذب بدن میشوند
نکاتی در مورد استفاده از سونا:
* حتی در سونای خشک نیز باید رطوبت در فضای سونا وجود داشته باشد، در غیر این صورت به ریه ها، پوست و چشمهای شما آسیب وارد می شود.
* در سونا با ریختن آب بروی سنگهای هیتر می تواند میزان رطوبت اتاقک سونا را تنظیم کنید،همچنین با این کار یک افزایش حرارت موقتی را ایجاد خواهید کرد.
* در سونا نیمکتهای ردیف اول گرمای کمتری نسبت به نیمکتهای فوقانی دارند چراکه گرما به سمت بالا حرکت می کند.
* در هر بار بیش از 15 لغایت 20 دقیقه در سونا باقی نمانید.
* 2ساعت فاصله زمانی بین غذا خوردن و سونا رفتن ضروری می باشد، فراموش نکنید که هیچگاه با شکم خیلی پر و یا خالی به سونا نروید.
* در هفته بیش از 2 بار به سونا نروید.
* سونا سبب کاهش آب و الکترولیتهای بدن می شود. فراموش نکنید که در هر جلسه سونای 20 دقیقه ای بدن یک لیتر آب از دست می دهد، بنابراین پس از سونا آب و یا یک آبمیوه خنک بنوشید تا آب از دست رفته بدنتان جبران شود.
* افرادی که سابقه فشار خون بالا و یا دچار هرگونه بیماری قلبی عروقی می باشند نباید بلافاصله پس از سونا دوش آب سرد بگیرند و یا داخل حوضچه آب سرد بروند.
* سونا بطور موقت با دفع مایعات وزن بدن را کاهش می دهد اما وزن بدن پس از مصرف آب و نوشیدنیهای دیگر به سرعت به حالت اولیه خود باز می گردد
منابع :
1- Sauna and health.htm
2- MassageTherapy.htm
3- sauna rocks wood burning sauna stove.htm
4- Swedish Sauna.htm
5- http://www.camylle.com
یهکهمین کۆڕی شێعری
کورتی کورت ژیر 123 پیت
رۆژی 31 ی خهرمانان له هۆڵی
دائیره ی ئێڕشادی بانه ،
کات ژمێر 8:30 ئێواره بهڕێوه دهچێ
.
به بهشداری شاعیرانی شارهکانی:
سقز ، بۆکان، دیواندهره ،
مهاباد ،تیکاب ، مه ریوان ،
سنه ، سردشت و
بانه
............
به شدارانی کۆڕی شێعری نهورۆزانه
پاژی یەكەم :
محەممەد سەعید نەجاری ( ئاسۆ ) - بۆكان ( غەزەڵێك )
هەستیار - بانە ( حەز . بووك . سەرەتا . خوازیار )
شەوبۆ زەبیحی - سەردەشت ( تۆ دەزانی تامی چیە ؟ )
مەهین كۆهزادی - بانە ( چركە ساتی ئێوارەیەك . چی لێ بكەم؟ )
عەلی مەحموودی - بانە ( نامە ، ... ، ... )
هێرش بێتووشی - سەردەشت ( جێم مەهێڵە )
شنۆ رەحیمی - مەریوان ( گێڵەوە )
سەید ئەحمەد تەوەكولی - بانە ( تامەزرۆیی )
شایستە وەلیە - سەردەشت ( خەونی سپی )
فەرهاد فەرەجیان - بانە ( ئالبۆمی حەز ، ئاواتی دڵ )
بەیان سۆهرابی - بۆكان ( مەرگ )
ئاهەنگی فوارەی جوانی بە دەنگی هونەرمەندی دەنگخۆش :
كاك حەسەن زیافەتی
پاژی دووەم :
شەویار گوڵابی ئازەر - مەهاباد ( 2 چركانە شێعر )
ناسر یەزدانی - دیواندەرە ( ماتڵمە - تۆ نە هاتی )
هەرمان وەتمانی - مەهاباد ( گەمەی ئاو )
مادی ئەرجومەندی - نەغەدە ( مەگیرانی - ساوا - مامز )
هەوار خزرزادە( شەڤگەش) - مەهاباد ( ... )
قاسم تاباك - مەهاباد ( لەیلا - مەرگ وحەز - دەلاقەیەك تاپیری )
یەدە ئەحمەدیاری - دیواندەرە ( ... )
زانكۆ خەلیفە - مەهاباد ( با )
سمایل عەزەمی - دیواندەرە ( 2 كورتە شێعر )
ئەمیرئەسعەدخالیدی - نەغەدە ( رۆژنامە )
كاوان نەهایی - بانە ( ... )
تابلۆیەك لە كۆڕی هەڵپەڕكێی " نیشتمان "
پاژی سێهەم :
ئەمین گەردیگلانی - بۆكان ( تابووت - ئارەزوو)
محەممەدمستەفازادە - بانە ( ... )
شلێر رەشیدی - سەقز ( سنوور - ... )
ك . د . ئازاد - بانە
(خۆرنشین-راز-حیكایەت- تائاربەبای فەرامۆشی-كە جێم دێڵێ-خۆشەویستی)
ئەنوەر عەڕەب - بۆكان ( كیژی پێشەنگ )
سوبحی سەلیمی - بانە ( ئاوێنە و من و رەنگە زستانیش )
شوعلە بەیگزادی - سەقز (سەرم هەڵدەگرم لە شارێكی بێ دووكەڵ )
سۆران حوسەینی - بانە ( حەشاری بەرژەوەندی - ... )
سەیدعەلی حوسەینی- سەقز(بەردم بەهەڵە پێ دەڵێن- ترووسكانەوە)
هەژان بابا میری - سەقز ( زایەڵە - دۆزەخ دوو نەفەر )
بێهنام فەتاحی - بانە ( خەو راوین - 2 كورتە شێعر )
محەممەد سدیق كەریمپور - بانە ( كچی شەوانی پەنجەرە )
پەراوێزی كۆڕ :
ساڵح سالح زادە - بانە ( غەزەڵێك )
فریا یونسی - بانە ( من و تۆ )
سەحەر مێهرەبانی - مەهاباد ( ... )
دیمەن سۆهرابی- بۆكان (كەرەسەی نەبوون لە جۆگەلەكانی بووندا )
ف . ئا . ئازادی - بانە ( وانە و مەكتەب - نامە )
غەفور پیرزادە - مەهاباد ( ئێواران )
عەبدولقادر نیازی - مەهاباد ( ... )
سوغرا رەزگەیی - مەهاباد (یادی هاواڵ )
سروە لەحمی - سەقز ( 2 كورتە شێعر )
سامان مەنسووری - دیواندەرە ( من لەدووچاوی دایكمدا...)
یونس حوسەینی - سەقز ( بمخە سەرگۆ - هەڵكەسوور)
شەیدا رەسووڵی - بانە ( ... )
ژیلا سەفایی - دیواندەرە ( كورتە شێعر )
سەیدزاهید حوسەینی - سەقز ( شینە شێعر - سێحری ئەشق )
سمایل كەریمی - بانە ( بەگزادە )
ئێلهام شاكری - بانە ( 3 كورتە شێعر )
شنۆ مەولوودی - دیواندەرە ( یادەكان - نەوبەهار )
نەشمیل نشەستە - سەقز ( ... )
نەرمین دەباغی - سەقز ( چاوەڕوانی - چوارهێمان )
هێمن سۆهرابی - بۆكان ( ... )
به هیوای سه رکه وتنتان
یه کێک له لقه کانی فه لسه فه
مێتافیزیک
وشەی مێتافیزیک لە دوو وشەی یۆنانی پێک ھاتووە کە لکێنراون بە یەکەوە: مێتا (μετά- بە واتای "ئەوپەڕ" یان "بانتر" یان "دواتر") و فیسیکا (φυσικά- بە واتای "فیزیکی"). لێرەدا، "فیزیکی" ئاماژەیە بە کارەکانی ئەرەستوو لەسەر ماددە. پێشگری مێتا پاش مردنی ئەرەستوو و لە کاتی کۆکردنەوە و پێداچوونەوە و ڕێکوپێککردنی بەرھەمەکانی لەلایەن کەسانی ترەوە خرایە سەرەتای ناوی ئەو بابەتانەی کە لەدوای بابەتەکانی سەبارەت بە سروشت و فیزیکەوە دانرابوون. ئەرەستوو بۆخۆی بەو بابەتانە نەیوتبوو مێتافیزیک، بەڵام ھەندێ جار وەکوو "فەلسەفەی یەکەم" ناویانی بردبوو.
مێتافیزیک خۆی چەند لقێکی تری لێ دەبێتەوە کە لە ھوموویان ئاشناتر ئانتۆلۆژی یان بوونناسییە. بوونناسی لێکۆڵینەوە لەسەر ئەوە دەکا کە شتەکان لە جیھاندا چەند جۆرن و چ پێوەندییەک ھەیە لەنێوان جۆرەکاندا. ھەروەھا مێتافیزیکزانان ھەوڵ بۆ ڕوونکردنەوەی ئەو بیروڕایانە دەدەن کە بەھۆیانەوە مرۆڤەکان لە جیھان و ئەوەی تێدایە (وەکوو بوون، سامان، جێ، کات، ھۆیەتی و ھتد) تێ دەگەن.
پێش پەرەگرتنی زانستی مۆدێڕن، بەشێک لە مێتافیزیک بە ناوی فەلسەفەی سروشتی ڕاسپێردرابوو بۆ وەڵامدانەوەی پرسیارە زانستییەکان. وشەی science (= زانست) ھەتا یەک یان دوو سەدە لەمەوبەر بەکار نەدەھێنرا. میتۆدی زانستی وای لە فەلسفەی سروشتی کرد کە بەپێچەوانەی فەلسەفەکانی تر ببێ بە چالاکییەکی لەسەر تاقیکردنەوە و ئەزموون بنەڕەتنراو و لە کۆتاییی سەدەی ھەژدەھەم بەم لاوە ناوی ببێ بە زانست. ھۆی ئەم ناوگۆڕینە ئەوە بوو کە فەلسەفەی سروشتی بەتەواوی لە ئەوتر بوارەکانی فەلسەفە جیا بکرێتەوە. دوای ئەوە، واتای مێتافیزیک بوو بە تاوتوێکردنی سروشتی بوون بە شێوەی نائەزموونی.
وێران
بوومە لەرزەیە نیگات خەمڵە چاو
چ كەس تێدەگا جگ منی ڕووخاو
حەزی چاوانت ئەسیدە و تێزاو
ئەگەر بپڕژێ دەبمە ئارد و ئاو
۱۳۸۸
تابلۆ
سیلە نیگا و پێکەنینی ناسکی تۆ
بۆ بزوانی پەڕەی هەستم
وزهیێکیان گرتۆتە خۆ
ناسکەبزه و نەرمە نیگات
لە لاپەڕەی یادەكانما بوونە تابلۆ
.بانه 1387
فلسفه چيست و چرا ارزش مطالعه و تحصيل دارد؟ (ديدگاه ا.سي.يونيگ)
ريشه واژه فلسفه از كجاست؟
روانشناسي با فلسفه رابطهي خاصي دارد. نظريههاي خاص روانشناختي خيلي بيش از نظريههاي خاص يك علم تجربي ممكن است عملاً بر يك استدلال فلسفي يا نظريهاي دربارهي خير و شر تأثير بگذارند؛ عكس آن نيز صادق است؛ به جزء آنجاها كه روانشناسي با فيزيولوژي ارتباط مييابد. روانشناسي از اشتباهات فلسفي بيشتر آسيب ميپذيرد تا آسيبي كه به جهت عضويت در علوم طبيعي بر آن وارد ميشود. اين امر شايد از اين روست كه ساير علوم طبيعي از گذشتهاي تقريباً دور داراي موقعيت نسبتاً تثبيت شدهاي بودند و بنابراين زمان كافي براي تبيين و تدقيق مفاهيم بنيادين خويش جهت اهداف خاص خود داشتهاند، ولي روانشناسي اخيراً به صورت علمي مستقل درآمده است. تا يك نسل قبل معمولاً روانشناسي را داخل در حوزهي كار فيلسوف ميدانستند و كمتر آن را به صورت يكي از علوم طبيعي تلقي ميكردند. از اين رو روانشناسي فرصت كافي براي تكميل فرآيند تدقيق مفاهيم بنيادين خود -هرچند كه از نظر فلسفي بيايراد نباشد- نداشته است. مفاهيمي كه به هر حال بايد به صورتي كاملاً روشن تبيين شوند و عملاً قابليت كاربرد يابند. وضعيت فعلي علم فيزيك اين نكته را به اثبات ميرساند كه وقتي علمي به مرحلهي پيشرفتهتري نسبت به گذشته ميرسد ممكن است مجدداً از جهت مسائل فلسفي با اشكالاتي روبهرو شود، بهطوري كه دورهي استقلال آن علم نه در آغاز تكون و نه در مرحلهي پيشرفت آن بلكه در فاصلهي بين اين دو دوره قرار داشته باشد. مطمئناً فلسفه ميتواند در دورهي بازسازي دانش فيزيك مؤثر واقع شود.
1389.قم
نهمین جشنواره سراسری داستان بانه روزهای 7 ، 8 و 9 آذرماه برگزار می شود.
ستاد اطلاع رسانی دبیرخانه نهمین جشنواره سراسری داستان بانه از برگزاری این جشنواره در روزهای یکشنبه ، دوشنبه وسه شنبه ؛ 7، 8 و 9 آذرماه امسال خبرداد وافزود که عوامل این دبیرخانه تمام تلاش خودرا به کار خواهند گرفت تا جشنوارهای درشأن ادیبان ونویسندگان ارجمند ایرانی برگزار کنند.
این ستاد همچنین اعلام کرد که به دبیرخانه این جشنواره تعداد 716 داستان ، 25 مقاله و126 داستان کودکان ، در دو بخش کلی فارسی وکردی ارسال شده است ، که از آثار ارسالی پس از بازخوانی و بررسی تعداد 36 داستان کردی ، 36 داستان فارسی، 7 داستان کودکان (4 داستان فارسی و 3 داستان کردی ) ، 4 مقاله به بخش پایانی راه یافته اند که در طول جشنواره قرائت میشوند .
دەخوازێ پێم بچمە ئاوی مووسا بردن
یا وەگرسێم له ئامێزی حەز بە مردن
هەنگاونانی غهمی دووری ونەبوونی تۆ
لە پانتاوی خۆشە ویستی خەیاڵی من
...
مختصري از تفاوت رمان با داستان كوتاه
1- خاستگاه ها و تکنيک هاي متفاوت داستان و رمان: اغلب گفته مي شود داستان کوتاه، برخلاف رمان، «برشي از زندگي» است؛ به اين مفهوم که رمان نويس مي کوشد طرحي کامل يا چشم اندازي وسيع از زندگي شخصيت هايش به دست دهد، حال آنکه نويسنده داستان کوتاه مرحله يي بحراني از زندگي شخصيت اصلي داستانش را با تک رويدادي دلالتمند براي خواننده بازنمايي مي کند. دوربين عکاسي با متوقف ساختن سير زمان و تمرکز بر يک لحظه معين، رويداد حادث شده در همان لحظه را ثبت مي کند و اين کار بي شباهت به ثبت يک برهه بحراني از زندگي يک شخصيت در داستان کوتاه نيست. پيداست که رمان نويس، برخلاف نويسنده داستان کوتاه مي تواند چندين برهه يا حتي کل زندگي يک يا چندين شخصيت را در روايت طولاني اش تصوير کند و چندين کشمکش را همزمان به پيش ببرد. در اينجا باز بايد تاکيد کرد تفاوت رمان با داستان کوتاه، تفاوتي در تعداد شخصيت ها يا تعداد رويدادها يا تعداد کشمکش ها نيست؛ بلکه اساساً نحوه شخصيت پردازي و نيز نحوه بسط کشمکش و پيرنگ در رمان با داستان کوتاه تفاوت دارد. کار رمان نويس نشان دادن چگونگي تکوين زندگي شخصيت هايش است، حال آنکه داستان نويس توجه خود را به نشان دادن يک برهه معين از زندگي شخصيت اصلي داستانش معطوف مي کند. رمان نويس از تکنيک ها و تمهيدهايي استفاده مي کند که با تصوير جامعي که او از زندگي ارائه مي دهد، تطبيق مي کنند و ايضاً نويسنده داستان کوتاه از مجموعه صناعات و شگردهايي براي شخصيت پردازي و پيشبرد پيرنگ بهره مي گيرد که با تصوير متمرکز و آني او از زندگي سازگاري دارند.
نويسنده داستان کوتاه هم تلاش مي کند با کمترين واژه ها و با اجتناب از توصيف هاي مشروح، روايتي را بازگويد. در اينجا هم تفاوت داستان کوتاه با رمان درخور توجه مي نمايد. رمان نويس الزامي به رعايت ايجاز ندارد. گستره روايت او به اندازه داستان کوتاه کرانمند نيست و لذا راوي مي تواند هر صحنه را با جزئيات فراوان بازگويد و باورپذير جلوه دهد. رمان هاي قرن هجدهم مشحون از اين قبيل صحنه ها هستند و راويان آنها هر چيز و هر کس و هر مکان را چنان با دقت و به تفصيل توصيف مي کنند که گويي مي خواهند فهرستي از اشيا يا تابلوهايي دربرگيرنده از مکان ها و آدم ها به دست دهند. راويان داستان هاي کوتاه معمولاً رويه متفاوتي را در پيش مي گيرند؛ آنها ترجيح مي دهند گزيده گو باشند و توصيف موجز هر مکان يا هر شيئي را آکنده از دلالت هاي فراوان سمبليک کنند، به نحوي که با کمترين توصيف ها و حتي به صرف اشاره به اشيا، احساساتي همسو با حال و هوا (يا «فضاي عاطفي») داستان و نيز انديشه هايي ملازم با درونمايه آن به ذهن خواننده متبادر شود.
2- نحوه «آغاز» روايت در داستان کوتاه و رمان : يکي از مشهودترين تفاوت هاي کيفي بين رمان و داستان کوتاه، نحوه آغاز شدن روايت در اين دو ژانر است. هر نويسنده يي، خواه قصد نوشتن داستاني کوتاه را داشته باشد و خواه بخواهد رمان بنويسد، ناگزير بايد روايتش را به تاثيرگذارترين شکل ممکن آغاز کند. به بيان ديگر، آغاز هر داستاني اولين انگيزه را براي دنبال کردن آن داستان به خواننده مي دهد و از اين رو، نويسنده يي که نتواند آغاز داستانش را به طرزي گيرا (توجه انگيز) بنويسد، شايد بزرگ ترين بخت خود براي علاقه مند کردن خواننده به دنياي تخيلي آن داستان را از دست بدهد. نويسندگان صناعت شناس و صاحب سبک که شناخت درستي از ماهيت داستان کوتاه و تفاوت آن با رمان دارند، به دقت درباره شيوه هاي مختلف آغاز کردن روايت مي انديشند و تلاش مي کنند مناسب ترين مدخل را براي ورود خواننده به دنياي داستان برگزينند. اکثر داستان هاي کوتاه مدرن به گونه يي آغاز مي شوند که گويي خواننده ناگهان وارد اتاقي شده است. در اين اتاق، شخصيت هايي که همگي براي خواننده غريبه اند، مشغول گفت وگو يا در حال انجام کاري هستند. گاهي هم (به ويژه در داستان هاي مدرن و پسامدرن) خواننده نه با چند شخصيت، بلکه با يک شخصيت منفرد و منزوي روبه رو مي شود که با هيچ کس صحبت نمي کند، بلکه خاطراتي معمولاً حسرت بار يا دردناک از گذشته را ناخواسته در ذهنش مرور مي کند. خواننده هنوز از مفاد گفته هاي اين شخصيت ها، يا از چند و چون رويدادهايي که به ذهن شخصيت منزوي متبادر شده است، خبر ندارد و لذا آغاز اين داستان ها مشحون از ابهام است. اساساً صنعت ادبي موسوم به «ابهام» يکي از کارآمدترين ابزارهايي است که به ويژه نويسنده داستان کوتاه در کار خود به آن احتياج دارد. ابهام آفريني يکي از راه هاي ايجاد انگيزه خواندن داستان در خواننده است. گفت وگوهاي ابهام دار يا وضعيت هاي مبهم، يادآور موقعيت هايي است که همه ما در زندگي واقعي مقهور ابهام مي شويم و نمي توانيم دليل رويدادي، يا دليل رفتار کسي را به روشني دريابيم. به عبارتي، خواندن داستان کوتاه تمرين حساس شدن به ابهام در زندگي است.
آغاز رمان، برعکس، مستلزم زمينه چيني براي بسط و گسترش بعدي رويدادهاست. در زمينه چيني، نويسنده بايد زمان و مکاني را براي داستان معلوم کند، شخصيت يا شخصيت هاي اصلي را به خواننده بشناساند، رابطه شخصيت ها را مشخص سازد، حال و هواي عاطفي خاصي را ايجاد کند و به طور کلي زمينه يا موقعيتي متقاعدکننده براي رخ دادن رويدادها فراهم آورد. آغاز رمان معمولاً حسي از روزمرگي در خواننده برمي انگيزد، گويي روال معمول امور يا جريان يکنواخت و تکراري زندگي در دنياي تخيلي رمان براي خواننده بازگفته مي شود. اين خود تمهيدي موثر براي بروز کشمکش در بخش هاي بعدي رمان است. کشمکش در رمان بنا به تعريف عبارت است از رويارويي دو نيرو که چرخه معمول امور را در زندگي شخصيت ها بر هم مي ريزد. در اکثر رمان هاي پيشامدرن، اين دو نيرو معمولاً در هيئت دو شخصيت بازنمود پيدا مي کنند، اما در اغلب رمان هاي مدرن و پسامدرن، اين دو نيرو تمايلاتي متعارض در درون روان ازهم گسيخته شخصيت اصلي رمان هستند. کشمکش همچنين دليل پويايي شخصيت ها در سير وقايع رمان است. اگر رمان نويس نتواند با نحوه آغاز رمان حسي از روند مقرر و معمول زندگي شخصيت هايش ايجاد کند، در گره افکني و ايجاد کشمکش در پيرنگ نيز ناکام خواهد ماند.
به طور کلي تفاوت هاي نحوه شروع روايت در رمان و داستان کوتاه را مي توان اين گونه جمع بندي کرد؛ الف- گستره مکاني رويدادها در رمان معمولاً بسيار متنوع و غيرکرانمند است، در حالي که مکان در داستان کوتاه معمولاً به يک يا دو محل خاص محدود مي شود؛ ب- گستره زماني در رمان برهه هاي مختلفي از زندگي شخصيت ها را در طول زمان دربرمي گيرد، حال آنکه زمان رويدادهاي داستان کوتاه غالباً به يک برهه بحران زده محدود مي شود؛ پ- رمان معمولاً از نقطه صفري آغاز مي شود که رويدادهاي بعدي برحسب آن براي خواننده معنادار و قابل فهم مي شوند، در حالي که داستان کوتاه «از ميانه رويدادها» آغاز مي شود و خواننده خود بايد وقايع پيرنگ را در ترتيبي متفاوت با آنچه راوي روايت کرده است، کنار هم قرار دهد و معنادار سازد. («از ميانه رويدادها» اصطلاحي است که هوراس براي توصيف حماسه هايي وضع کرد که رويدادهايشان از وسط پيرنگ آغاز مي شوند و سپس راوي پس زمينه رويدادهاي حادث شده در گذشته را که به وضعيت حاضر انجاميده است، توضيح مي دهد.)
منبع ؛ ؟؟؟؟
ئهدهبی چیرۆک له مهعنا گشتی و چڕ وپڕه کهی دا بهههر گێڕانهوهیهک ئهڵێن که لایهنی خهیاڵی و ساخته گییهکهی بهسهر لایهنی مێژوویی و ڕاستی و واقیعه کهیدا سهرکهوتوو و زاڵ بێ .ههر گێڕانهوهیهک که نوێ گهری و داهێنهری تیا بێ و لهگهڵ جیهانی واقیع و ڕاستی دا پێوهندی ببێ، له جۆرهکانی ئهدهبی چیرۆک ئهناسرێت .
سهرجهم جۆرهکانی ئهدهنی چیرۆک بریتین له :حیکایهت ، ڕۆمانس ، ڕۆمان ، کورته چیرۆک و .....
حیکایهت :ئهو نووسراوانهن که تایبهت مهندی سهڕ سوڕمان و ڕووداوی سهر سووڕ هێنهریان زۆرتر تیا ئهبیندرێ تا تایبهت مهندی گۆڕانکاری و ڕاستی بوون . ڕووداوی سهر سووڕ هێنهر بنهمای سهرهکی حیکایهتهکانن . کهسایهتی له حیکایهتهکاندا زۆرتر نهبزوێنن و کهمتر برانبهر به گۆڕانکاری ئهبن .واته ، کهسایهتی چاک یان قارهمانی حیکایهت تا کۆتایی ههر ئهبێ چاک بمێنێتهوه و کهسایهتی خراپێش تا کۆتایی ههر خراپ بێت . سهر جهم حیکایهتهکان چێژی دوا تهواو بوونیان خۆشه و به خۆشی تهواو ئهبن . له ههمووشیانا لایهنی پاراویی و چاکی بهسهر لایهنی پهڵۆخی و خراپی دا سهر ئهکهوێ .
ڕۆمانس:ڕۆمانس سهدهی 12 ی زایینی له فهڕانسهدا توانی خۆ دهر بخات وه لهوێوه بۆ دیکهی وڵاتانی ڕۆژ ئاوا پهرهی سهند .ڕۆمانس حیکایهتێکی خهیاڵییه که ڕووداوی سهر سام هێنهری تیا ڕهچاو ئهکرێت .به کهمی ڕێ ئهکهوێ که ڕۆمانس ئاکار و ئهخلاق باس بکات و زۆرتر بایهخ ئهداته بهسهر هاتی خۆشهویستی و عاشقانهی سهیروو سهمهره .
رۆمان :گرنگترین و ناسراو ترین جۆری ئهدهبی چیرۆکی ئهمڕۆیه . وهک ووتراوه ،ڕۆمان به بهرههمی نووسهری ئیسپانیایی، سێروانتێس(1617-1547) به ناوی( دۆن کیشۆت )هوه لهداییک بووه. ههر وهها ڕۆمانی شازاده خاتوو کڵێڤ،نووسراوهی مادام دوو لافایت(نووسهری فهڕانسی1693-1643)- ڕۆمانهکانی ئالێن ڕێنه لۆساژ(نووسهری فهڕانسهوی1747-1668)بهتایبهت بهناوبانگترین ڕۆمانی ئهم نووسهره به ناوی ژیل بلاس ،بوونه هۆی پتهو بوونی جۆری ڕۆمان له ئهدهبی چیرۆک دا .
سهبارهت به ڕۆمان له کتێبی واتا ئهدهبییهکانی هاڕی شا دا ئاوا باس کراوه که: ڕۆمان گێڕانهوهیهکی درێژه که کهسایهتییهکانی ، ڕووداوهکه ئه گێڕن و ئهی بهنه پێش .
ووتراوه نوسراوهیهک که کهمتر له 30 -40 ههزار وشه بێ به حیکایهت و کورته چیرۆک و چیرۆکی درێژ ناو برده ئهکرێ بهڵام بۆ ڕادهی درێژ بوونی ڕۆمان ووتراوه که گرنگ نیه چهند بێ وه تا دهخوازێ دهتوانێ پهرهی ببێ و درێژ بێ .
کورته چیرۆک:کورته چیرۆک به شێوازی ئهمڕۆیی ، له سهدهی نۆزدهی زایینیهوه سهری ههڵدا .یه کهم جار ئۆدگار ئالێن پۆ له ساڵی 1842 سهبارهت به جۆری کورته چیرۆک شی کاری و شرۆڤهیهکی کرد و کورته چیرۆکی به ههموو پێداویستییه کانیهوه خسته ڕوو. ئۆدگار ئالێن پۆ، له بابهت کورته چیرۆکهوه ئهڵێ:نووسهر ئه بێ ههوڵ بات که سهرنجی خوێنهر بۆ لای خۆی ڕابکێشێ و له سهر خوێنهر کاریگهری ههبێ . خوێنهر ئهبێ له یه ک شت کاریگهری وهر بگرێ که دهورووبهری خۆیشی ههر لهو کاریگهری وهر بگرن ئهو شتهش کورته چیرۆکێکه که بتواندرێ به ههموو ورده کاریهکانیهوه که ئهبێ سهبارهت به یهک بابهت بێ له دانیشتنێکی یهک یان دوو ساعه تهدا تهواو بخوێندرێتهوه . . .
کهرته چیرۆک وهک ووتراوه ، گێڕانهوهیهکی کورته که پێویسته نوێ گهری و داهێنهری نوووسهری تیا ببیندرێ .کورته چیرۆک سهرو کاری لهگه ڵ تاقمێ له کهسایهتیهکانه که له ئهرکێک دا بهشدارن وه زۆرتر گۆڕانێک ئه گێڕێتهوه که به سهر یه کێک له کهسایهتیهکاندا یان باسهر کۆمهڵگادا دێت . نووسهرانی بهر چاوی کوورته چیرۆک بریتین له : 1- ئۆدگار ئالێن پۆ (نووسهر و شاعیری ئهمریکایی 1849-1809) ،2- گۆگۆڵ (نووسهری ڕووسی 1852-1809) ،3- گی دوو موو پاسان (نووسهری فهڕانسهوی 1893-1850) ، 4- ئانتوان چێخۆڤ(نووسهری ڕووسی 1904-1860) ،5- ئوو .هێنڕی (نووسهری ئامریکایی 1910-1862) ،6- فڕانتس کافکا(نووسهری چێک 1924-1883) ، 7-جیمز جۆیس(نووسهری ئیرلهندی 1941-1882) ، 8- ڕینگ لاردنێر(نووسهری ئهمریکایی1933-1885) ، 9- ئۆڕنێست هیمێنگۆی (نووسهری ئامریکایی1961-1899). . .
سەرچاوە ...عناصر داستان جمال میر صادقی
وەرگێڕان لە: ب . ف ... ۱۳۸۸
ای که جسمت دسته گلی نو رسیده
وانگار که بزغاله اون ها روچیده
توراکه می بینم نفسم بند میاد
خودت بگو چیه توچشمات خزیده
چندیست که کود نگاهت تزویر گشته
بدین سوست که باغ قلبم خشکیده
کاش می دانستم چه موجودی هستی تو
دیدنت به خواب امانم را بریده
از روزی که تو را دیدم بی قرارم
گویی که غول دیده ام رنگم پریده
۱۳۸۷
تو بگو من بنویسم
تو بخند دم بگشا
چشم وا کن نگاه کن
من می نویسم
تن کدام متن اما
لبخند ترد و
دل شکافت را
به آغوش بگیرد
سینه ی هیچ برگی
نگاه جان ستانت را
طاقت دارد ؟
شاهنامه ای هست
هیاهوی عشقت را
در آن بگنجانم ؟
به خدا نیست
نه عقلم نه قلم را
نیست این توان
که تو بگویی و من بنویسم
....
ولی تو باز بگو
تو بخند دم بگشا
چشم وا کن نگاه کن
شاید بنویسم شاید .....
.....................................
....................................
شهو پرچی به شانی ژیانا پژاوه
قهوارهی تهمهنیش
پڕه له ههرهسی سڕی ڕۆح
....
دوایین دیمهنی ڕۆچنی مانهوه
چرکهی کۆچ کردووی ژین
دوایین گۆرانی کلۆرهی دهمارم
ماڵ ئاواکردنی ههنیسکی دڵۆپ خوێن
....
لێرهدا
چاو وگوێ
له بنی بڵقاوی دهورووبهر خنکاون
برینی ڕوومەتی وڵات و زایهڵه
نابینرێن . نابیسرێن
درکانی نههێنی ژیانی پڕ ههراش
ههر خۆزگه و ههر کرچه خهیاڵه
....
بهیادی ئهوانی
بە زەبری ئەوینیان
بە بای هەست
لە خۆڵە مێشی بیر
گهردهلوول ساز بووە
له قورگی ژیانا ئهخنکێ
زریکه ڕۆحی پەل گرتوویان
ختوکهی مێشکم دێ
و
ههڵ چوونه دوا پهنام
هەر هەڵ چوون ....
.................................................
.................................................